دهه 60 دهه موسیقی سنتی است
وقتی از تیتراژ ها سخن می گوییم باید اذعان كنیم كه با توجه به ازدیاد سریال ها و باب شدن ساخت موسیقی مجزا برای تیتراژ پایانی كه معمولا خواننده ای آن را همراهی می كند موسیقی پاپ جایگاه اول را در كمیت تیتراژ ها ایفا می كند و آنها هم اقبال خود را نزد مخاطبان می یابند اما آنچه این سالها معمولا جایش در بیشتر مواقع خالی بوده موسیقی سنتی ایرانی است
شاید هنوز هم خیلی ها وقتی به موسیقی های متن یك سریال فكر می كنند یاد سریال هزار دستان را در ذهن زنده كنند. تلفیق موسیقی مرتضی حنانه كه رد پای موسیقی مرتضی خان نی داوود را دنبال می كرد با تصاویری كه زنده یاد علی حاتمی مانند تابلوهای نقاشی پشت هم ردیف می كرد تا تركیبی بدیع از تصویر و موسیقی در یادها بماند.
در دو دهه اخیر هم البته بودند سریال هایی كه موسیقی هایشان طی چند قسمت اول پخش بر سر زبان ها افتاد و این اواخر روی زنگ موبایل ها نشست و فراوان از طریق اینترنت دانلود شد. جایی كه برخی افراد معمولا اتمام یك فیلم و سریال دگمه تعویض شبكه را می زنند و تیتراژ را عنصر اضافه ای می بینند هم سریال های كیف انگلیسی، امام علی(ع)، لبه تیغ، مدار صفر درجه، شب دهم دلشان نمی آمد كانال را عوض كنند.
موسیقی متن و تیتراژ این سریال ها را كسانی چون فرهاد فخرالدینی، فردین خلعتبری و حسین علیزاده ساختند. البته وقتی از تیتراژ ها سخن می گوییم باید اذعان كنیم كه با توجه به ازدیاد سریال ها و باب شدن ساخت موسیقی مجزا برای تیتراژ پایانی كه معمولا خواننده ای آن را همراهی می كند موسیقی پاپ جایگاه اول را در كمیت تیتراژ ها ایفا می كند و آنها هم اقبال خود را نزد مخاطبان می یابند اما آنچه این سال ها معمولا جایش در بیشتر مواقع خالی بوده موسیقی سنتی ایرانی است. شاید نظر خیلی ها هنوز این باشد كه سازهای ایرانی به دلیل ماهیت خود كمتر فضا ساز باشند اما این روزها باز هم نمونه موفقی از آهنگ سازی بر مبنای موسیقی سنتی ایرانی همراه با تصاویر یك سریال است كه می تواند در رد این نظریه نقش خوبی ایفا كند. این بار پور ناظری ها ساخت موسیقی و تیتراژ یك سریال را به عهده گرفتند. وضعیت سفید كه همه این شب ها منتظرند تا با شنیدن صدای علیرضا قربانی متوجه شوند این قسمت هم به پایان رسید.
وقتی كه می خواند: گفتم بدوم تا تو همه فاصله ها را... تا زودتر از واقعه گویم گله ها را/ چون آیینه پیش تو نشستم كه ببینی... در من اثر سخت ترین زلزله ها را/ پر نقش تر از فرش دلم بافته ای نیست...پس به كه گره زد به گره حوصله ها را/یك بار تو هم عشق من از عقل نیندیش...بگذار كه دل حل كند این مسئله ها را.
سهراب پورناظری در گفت وگو با تهران امروز از همكاری با حمید نعمت الله كارگردان سریال و ساخته شدن موسیقی این سریال و تیتراژ می گوید.
شما پیش از این هم با حمید نعمت الله در فیلم هایشان همكاری داشتید. قطعا این همكاری هم در ادامه همان شناخت از یكدیگر است. هر چند حال و هوای این ساخته با موسیقی فیلم فرق دارد و شما كاملا از موسیقی ایرانی استفاده كرده اید كه به نظر می رسد مورد علاقه حمید نعمت الله است.
می توانم در وهله اول بگویم بسیار تجربه خوبی بود. چون فضای كار هم هنری است و كارگردان برای گرفتن تمام تصاویرش وسواس به خرج داده است. من به عنوان كسی كه دهه 60 را لمس كرده ام می توانم بگویم چنین تصاویر زنده ای از آن دهه را ندیده بودم. طی این سال ها سریال های خوب و ماندگاری ساخته شده است اما سریالی كه بتواند تاریخ معاصر ما را اینچنین خوب تصویر و فضا سازی كند كم دیده ایم. موسیقی این سریال هم داستان خاص خودش را دارد.
ما هم می خواهیم همین داستان خاص را بشنویم.
تیتراژ ابتدایی 9 ضربی است و به لحاظ ریتمیك تجربه نشده و پیچیده است و من هم از فضای كمانچه در كار استفاده كردم كه هم به حال و هوای كار می خورد و هم شوریدگی كه این قطعه دارد بسیار كمك كننده است و ما را به خواسته كارگردان و اثر نزدیك می كند.
منظورتان كدام خواسته است. حس نوستالژیك و فضای صمیمی را می توان كلیدهای این سریال به حساب آورد. شما هم به همین كلید واژه ها در ساخت موسیقی فكر می كردید؟
من خودم را درگیر كلمات نمی كنم. اتفاقا چند شب پیش با آقای نعمت الله صحبت بود و درباره همین موضوع حرف می زدیم كه یك كار فضای خودش را به همراه می آورد و موسیقی این كار هم انگار به دنبال فضای كار خودش، خودش را نشان داد. من هم سعی نكردم موسیقی خودم را همراه بیاورم به هر حال اگر كارهای اخیر ما را شنیده باشید این كار با آنها فرق دارد اما اینجا ما در خدمت یك اثر بودیم و البته بعضی وقتها هم تصاویر در خدمت موسیقی است. موسیقی فیلم و سریال واقعا بحث جذابی است. ارتباط موسیقی و تصویر هم بسیار تاثیر گذار است. شخصا هم علاقه زیادی به موسیقی كه با تصویر همراهی می شود دارد و هنوز در ذهن من موسیقی فیلم «دلشدگان» یا موسیقی فیلم های دیگری مثل «مادر» در ذهن من بسیار تاثیر گذار مانده است. در نهایت باید بگویم بیشتر از خواسته من یا هر كس دیگر مهم همراهی و همنشینی موسیقی با تصاویر است. حالا اگر حس نوستالژیكی دارد موسیقی می رود در همراهی آن حس یا ایجاد فضای صمیمی و... ولی اینطور نیست كه دقیقا به كلمات فكر كنیم و بعد بگوییم خب اینطور می شود به موسیقی تبدیلش كرد.
چه شد سراغ موسیقی ایرانی رفتید؟
خب وقتی كار ایرانی می كنیم نمی توانیم عنصر ایرانی بودن در موسیقی را فاكتور بگیریم. این كار هم كاملا از جنس زندگی ایرانی بود. از طرف دیگر ما هم موسیقی سنتی كار می كنیم. ما سر این كار با آقای نعمت الله خیلی تفاهم داشتیم.از طرف دیگر یادمان نرود كه اصلا دهه 60 دهه موسیقی سنتی است.
از تیتراژ ابتدایی راضی هستید؟ به هر حال تصاویری كه ساسان توكلی بر روی موسیقی شما گذاشته در شنیده شدن موسیقی تاثیرگذار است؟
كلا راضی كننده است اما شاید جا داشت بهتر هم باشد.
راستی شما گفتید دهه 60 را به یاد دارید. باید خیلی كوچك می بودید آن دوران؟
من اتفاقا آن دوران را خوب یادم می آید چون در كرمانشاه بودم و فرار و موشك باران را خوب یادم هست.
به موسیقی های ماندگار هم كه اشاره كردید به دو فیلم دلشدگان و مادر اشاره كردید. موسیقی تیتراژ سریال ها طی این سال ها روند صعودی داشته؟
متاسفانه نزولی. دیگر سریال هایی مثل هزاردستان را نمی شنویم.
نقش اول را در سازهای این سریال سنتور ایفا می كند. چرا؟
البته عود هم هست اما بله سنتور نقش اول است. چون تصویر را خوشرنگ می كند. حس ما به هر حال در آن لحظه این بود.
غیر از علیرضا قربانی در طول سریال كسان دیگر هم خواهند خواند؟
بله، سید جلال الدین محمدیان می خواند و از كارهای بیژن كامكار هم استفاده كردیم و یك خواننده جوان به اسم وحید تاج هم می خواند.
اصل كار ساخت موسیقی بعد از تدوین یا همزمان با آن شروع می شود. شما اما از اول كار انتخاب شده بودید. سر صحنه تصویر برداری هم رفتید؟
طبیعتا اصل كار از بعد از تدوین شروع می شود اما ما قبل از اینكه كار كلید بخورد درباره اش صحبت كردیم و من حدود 15 باری سر صحنه رفتم.
راستی به نظرتان ساز عباس كدام است؟
تنبك
امیر؟
كمانچه
مادربزرگ؟
سه تار
بیژن؟
عود
احترام؟
ویولن
باغ یا همان بستر سریال هم كه سنتور است؟
بله
و آقای نعمت الله؟
تار





































