پسرم تیر می بارد، آسمان ابری نیست
پسرم ابر نمی آید، عمو نمی آید، برادر نمی آید، خواهر گریه می کند، می ماند
پسرم چرا نمی گویی تشنه ام
پسرم چرا دلتنگی نمی کنی برای همه تشنگی ها
پسرم دلم روشن است و تو در آغوش نگاه می نوشی و چشم تر می کنی
پسرم گریه کردن همان باریدن است در آسمانی که ابری نیست
پسرم دیدی حتی اگر تیر ببارد، دنیا هنوز به رنگ چشمان توست
اگر دست های من سرخاست، چشمان تو رنگ پرواز است
تیر می بارد و آسمان دلش گرفته...




































